حرفِ دل
-
تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 16:32
نمیدونم که دلت برای من تنگ شده یا نهتویِ اونجایی که تویی، گلدونا خوشرنگ شده یا نهمن گرفتارِ غمِ رفتنِ تو سر به گریبونمهمونِ سازِ دلت، مرغِ خوش آهنگ شده یا نه اینجا حال و روزِ من همش شده ناله و غصهبگو بین دل و عقلت، تا حالا جنگ شده یا نهمی خوام همت کنم و دوباره برگردم و باشمتویِ کوره راه دنیا، مَرکبت...
پاسخِ دل
-
تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 16:32
توی کوره راه دنیا مرکبم همیشه لنگ بود چرخِ ساعت زمونه م همیشه دچار زنگ بودمرغِ خوش آهنگِ قلبم این روزا غرقِ سکوتهغربت هوای حالم یخ زده مثل تگرگ بود گلدونا گل میدن امّا گلاشون بویی نداره گُلا قهرن با ز
موهای هنرمندانه
-
تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:36
مو های روی پیشانیش را چتری درست می کرد. به سمت کنار گوشهایش که می رفت بلند تر می شد و از پشت تا وسط کمرش می آمد. آنها را نمی بست، لخت و مشکی. صورتِ کشیده و استخوانی با چشمانی سبز، مژه هایی بلند و پوست
چشمهایی برای انتظار
-
تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:36
توی چشمام نگاه کرد و گفت: کنکور داری؟ نمی خواستم جوابش را بدم. ولی ناخداگاه گفتم: بله گفت: برات دعا میکنم دخترم، برای همتون دعا میکنم. اینجا منتظرت می مونم. از کنارم رد شد و توی پیاده رو به فاصله چند
غم و بهار
-
تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:36
همه جا را مه گرفته دل من را غم گرفته غنچه های گل شکفته درد تو سینه ام نهفته ننه سرما رخت می بنده غم به دل آیینه می بنده عید نوروز توی راهه همه زندگیم تباهه توی صحرا پر لاله لحظه هام همه ملالِ همه جا
آوار یک رویا
-
تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:36
گرمای هوا و دوری راه خسته و بی حوصله ام کرده بود. پشت سر عبداله تَرکِ زین خود را جمع کرده بودم، سرم را دقیقا پشت سر عبداله نگهداشته بودم تا باد اذیتم نکند. عبداله هر از چند گاهی حرفی می زد و جاهایی ر
دردِ دل
-
تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:36
حالِ من با حالِ تو خیلی تفاوت می کنه دردسر با سر من دردش رو معنا می کنه خیلی وقته که روزام رنگِ خوشی رو ندیده غیرِ حسرت گلی از گلدونِ هستی نچیده دیگه طاقت ندارم چقدر باید زجر بکشم توی این دورانِ وانفس
دلِ تنها
-
تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:36
باز یادت شد نمایان در نگاه باصرمبا خیالت نیلگون شد آسمان خاطرم لحظه هایم پر ترنم گشته از غوغای شوقگرمی مهرت اثر کرد لاله گون شد ظاهرمای انیس روز و شب ای التیام بی کسی من برای با تو بودن بله گفتم ، حاض
آینده ی روشن
-
تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:36
آری ای دوست نباید ره داد به شب تار کدورتروشنی ده به دل صافی خودتا سحری را بدهند مژده به دلهای فسرده پس در این تنهایی، وندر این ظلمت بی حدی و بی مرزی و این قدر و نهایتاگر از خود بِبُری یا که بمانی از ر
همدم
-
تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:36
قصه ی این دلِ بی تاب مرا باور شوتو شرابِ خُمِ غمهای مرا ساغر شولحظه ای از دَمِ خود را به تن خسته بدهدلِ غمگین و پریشان مرا یاور شوپشت پا میزندت عقل و دلم می جویددعوی عقل و دلِ خون شده را داور شوهیچ گوش شنوا نیست مرا در یابدناله ی غمزده ام را بشنو خواهر شوبا همه غربت و تنهایی و عزلت چه کنمطفل گم گشته...
دلتنگی
-
تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:36
برای زمانه ی رفته چقدر دلم تنگ است ببین که نغمه های قدیمی هنوز خوش آهنگ است چگونه بخندیم و خوش گذر کنیم ایام در این میانه که روزگار در جنگ است سپیدی برف و خوش آب و رنگی پاییز چه انتظار غریبی که بوم بی رنگ است دلم سکوتِ شبِ پر ستاره می خواهد که این هیاهو و غربت دروغ و نیرنگ است بیاد آن همه ایام دلخوش...
هور و عظیم
-
تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 17:36
ای هور، ای نیزار ها، ای آبها بر ساحلت نشسته امای حیات ، زندگیچه زیبا حال و هوایی، چه رویایی، دل نشینانِ تنترقت حال و هوایتفلامینگوی ساق صورتیباد نوازشگرآسمانِ دل گرفته، بارشِ لطافتبادِ نوازشگرخیزران